آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

آترین کوچولو

24 آبان 96

1396/8/25 1:23
نویسنده : مامان
423 بازدید
اشتراک گذاری
امروز رفتیم دیدن بچه دوست مامان اعظم جووون ,یه پسر فسقلی داره اسمش رو گذاشته آرتین




با نمک بود ماشاالله چشماش باز بود و قشنگ میدید و پا میزد جغله
بعدشم بابارضا آمد دنبالمون که بیایم خونه,سر راه یه سر به مادرجون زدیم.اینم شما و مادرجوننن,به مادرجون میگفتی سفت بغلت کردم چون دلم برات خیلی تنگ شده بود


اینها هم که دستته اسباب بازیهایی هست که خونه مادرجون باهاشون سر گرم میشیبه عبارتی از دایی مرتضی (پسر دایی مامان)و دایی حسام و امیر حسین (پسر خاله های مامان)به یادگار مانده اینه الان یه 22 23 سالی دارن
الانها یه اخلاقهاییی پیدا کردی نمیدونم اقتضاء سنته یا نه نمیگذاری دو نفر با هم حرف بزنن همین میایم صحبت کنیم شما هم شروع به حرف زدن میکنی همزمان ,این خیلی منو آزار میده,یکی هم داد داد کردن و بلند حرف زدنهات,امیدوارم به زودی از سرت بیافتن عشقم
راستی یه کارتونی رو این روزها میبینی خیلی دوست داری به اسم سگهای نگهبان 10 صبح و 10 شبم تکرارش رو میده هر دو رو میبینی🙃
صبحها که از هول اونکه نبینی ساعت 9 بیدار میشی
عصرم هر جا بریم هوا تاریک بشه هی میپرسی هاپوها رو میبینم مامان,میرسیم ببینم🙃🙂🙃
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)